
فاطمه طلاییان:
حجاب و عفاف شاید بدان سبب که یك موضوع کاملاً فطرى است و در سرشت و نهاد بانوان توسط خداوند بیهمتا به ودیعت نهاده شده است، براى حیات اجتماعى انسان نیز ضروری به نظر میرسد
از این رو و در ادیان و مذاهب الهى داراى توصیهها و تأکیدات فراوانی است.
تمام ادیان آسمانى، حجاب، عفت و حیا را بر زن واجب و لازم شمردهاند و جامعه بشرى را به سوى آن فراخواندهاند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعى در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده و احكام و دستورهاى ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانى تشریع شده است. در آیین زرتشت، یهود، مسیحیت و اسلام حجاب بر زنان امرى لازم بوده است.
تابهاى مقدس مذهبى، دستورات و احكام دینى، آداب و مراسم و سیره عملى پیروان این ادیان چهارگانه، بهترین شاهد و عالىترین گواه بر اثبات این مدعاست.
حجاب در آیین زرتشت
پژوهشها نشان مىدهد كه زنان ایران زمین از زمان مادها كه نخستین ساكنان این دیار بودند، داراى حجاب كاملى، شامل پیراهن بلند چیندار، شلوار تا مچپا و چادر و شنلى بلند بر روى لباسها بودهاند. این حجاب در دوران سلسلههاى مختلف پارسها نیز معمول بوده است. بنابراین، در زمان زرتشت و بعد از آن، زنان ایرانى از حجابى كامل برخوردار بودهاند.
برابر متون تاریخى، در همه آن زمانها پوشاندن موى سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رایج بوده است و زنان هر چند با آزادى در محیط بیرون خانه رفت و آمد مىكردند و همپاى مردان به كار مىپرداختند، ولى این امور با حجاب كامل و پرهیز شدید از اختلاطهاى فسادانگیز همراه بوده است.
جایگاه فرهنگى پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونهاى است كه در دوران سلطه شاهان، هنگامى كه خشایارشاه به ملكه وشى دستور داد كه بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران، زیبایى اندام او را بنگرند، وى امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچى، عنوان ملكه ایران را از دست داد.
تجلیّات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است كه برخى از اندیشمندان و تمدننگاران، ایران را منبع اصلى ترویج حجاب در جهان معرفى كردهاند. در زمان ساسانیان - كه پس از ظهور زرتشت است- افزون بر چادر، پوشش صورت نیز در میان زنان اشراف معمول شد.
به گفته ویل دورانت پس از داریوش، زنان طبقات بالاى اجتماع، جز در تختِ روانِ روپوشدار از خانه بیرون نیامدند و هرگز به آنان اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. در نقشهایى كه از ایران باستان نیز بر جاى مانده است، هیچ صورت زنى دیده نمىشود.
حجاب در آیین یهود
همه مورخان، از حجاب سخت زنان یهودى سخن گفتهاند. ویل دورانت مىگوید: گفتوگوى علنى میان ذكور و اِناث، حتّى بین زن و شوهر از طرف فقهاى دین یهود ممنوع گردیده بود. دختران را به مدرسه نمىفرستادند و در مورد آنها كسب اندكى علم را به ویژه چیز خطرناكى مىشمردند. با این همه، تدریس خصوصى براى اِناث مجاز بود.
نپوشاندن موى سر خلافى بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مىساخت. زندگى جنسى آنان، علیرغمِ تعدد زوجات، به طرز شایان توجّه، منزّه از خطایا بود. زنان آنان، دوشیزگانى محجوب، همسرانى كوشا، مادرانى امین بودند و از آنجا كه زود وصلت مىكردند، فحشا به حدّاقل تخفیف پیدا مىكرد.
بدون تردید مبناى حجاب در شریعت یهود، آیات تورات بود كه بر حجاب تأكید مىنمود. كاربرد واژه چادُر و برقع كه به معناى روپوش صورت است، در آن آیات، كیفیت پوشش زنان یهودى را نشان مىدهد. تورات تشبه مرد و زن به یكدیگر را نهى نموده، مىگوید:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زیرا هر كه این را كند، مكروه خداى است.در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موى سر، لزوم پرهیز از زنان فریبكار و بیگانه، نهى از لمس و تماس و واژه چادر، نقاب و برقع آمده است.
حجاب در آیین مسیحیت
مسیحیت نه تنها احكام شریعت یهود در مورد حجاب را تغییر نداد، بلكه قوانین شدید آن را استمرار بخشید و در برخى موارد، قدم را فراتر نهاد و با سختگیرى بیشترى وجوب حجاب را مطرح ساخت؛ زیرا در شریعت یهود، تشكیل خانواده و ازدواج امرى مقدس محسوب مىشد و طبق نوشته ویل دورانت، در سن بیست سالگى اجبارى بود؛ اما از دیدگاه مسیحیت قرون اوّلیه، تجرّد، مقدس شمرده مىشد.
بنابراین مسیحیت، براى از بین بردن زمینه هرگونه تحریك و تهییج، زنان را به صورت شدیدترى به رعایت كامل پوشش و دورى از هر گونه آرایش و تزیین فراخواند. انجیل در موارد فراوان، بر وجوب حجاب و پوشش تأكید و پیروانش را به عفاف فراخوانده است.
در كتاب مقدس در مورد لزوم آراستگى به حیا و كنار نهادن آرایش ظاهرى چنین آمده است: همچنین زنان، خویشتن را بیارایند به لباسِ مزّین به حیا و پرهیز؛ نه به زلفها و طلا و مروارید و رختِ گرانبها، زن با سكوت به كمال اطاعت تعلیم گیرد و زن را اجازت نمىدهم كه بر شوهر مسلّط شود؛ بلكه در سكوت بماند.(انجیل، رساله پولیس به تیموناؤس، باب دوم)
کتاب عهد جدید نیز لزوم پوشاندن موى سر، به ویژه در مراسم عبادى، با وقار و امین بودن زن و نهى از نگاه ناپاك به بیگانگان را خاطرنشان ساخته است. دستورات دینى پاپها و كاردینالهاى مسیحى كه بر اساس آن پوشاندن صورت الزامى و تزیین موى سر و آرایش آن و تنظیم آنها در آیینه و سوراخ نمودن گوشها و آویختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قیمتى، رنگ نمودن مو و تغییر صورت ظاهرى برای غیر از همسر ممنوع بود
شدت بیشترى را نشان مىدهد همچنین تصویرهایى كه از پوشاك مسیحیان و زنان اروپا به جا مانده، نیز به وضوح حجاب كامل زنان را نشان مىدهد. اگر چه امروزه در كتابهای مذهبی مسیحیان تغییرات زیادی مخصوصاً در آداب اجتماعی صورت گرفتهاست كه از آن جمله موضوع حجاب و پوشش زنان در دین مسیح(ع) است اما این شواهد تاریخی خود دلیلی بر اهتمام ادیان دیگر به عفت و حجاب بانوان میباشد.